تا...

هرگز نمیرسیم به فصل بهارتا

تو غایبی زصفحه ی این روزگار تا

من تشنه ام بهداد لب خشک من برس

ای ابر پر کرامت باران ببار تا

سیراب گردم از تو وعطر حضور تو

ای آخرین ستاره ی دنباله دار تا

این چشم بسته می شمرم تاظهور تو

اما ببین فقط بلدم تاهزار تا

اینجا همیشه بی تو مزار ستاره هاست

کوچم بده توازدل این شوره زار تا

آنجا که دست هیچ خزانی نمی رسد

آنجا که هست مملکت تک سوار تا

اسب سپید آمدنت شیهه می کشد

زین کن درانتظار بود ذوالفقار تا

صبح فرج برای شما میکنم دعا

شد بی تو پشت طاقت چشم انتظار تا

محمدعظیمی

/ 0 نظر / 6 بازدید