خورشید درخشان

حضرت زینب(س)---شلمچه سرزمین عشق وایثار

تاسحر مانده توخورشید درخشان شده ای

گل آغوش من سوخته دامان شده ای

مادرم تاب ندارد که ببیند خاری

رفته درپات وکمی غمزده ازآن شده ای

توکه ازسلسله ی حشمت ابراهیمی

گفته بودند که مهمان گلستان شده ای

روی سجاده ی خاکستر این گوشه ی داغ

سجده هاکرده ای وتاول باران شده ای

تن تـــو کربـــبـلا وســـرتـــودر کـــوفــــه

من بمیرم چقدر بی سروسامان شده ای

وسعت زخم سرت راکه شمردم گفتم

واقعا کشته ی یک قوم مسلمان شده ای

مشتعل---شلمچه سرزمین عشق وایثارعلیرضالکمشتعل---شلمچه سرزمین عشق وایثار

/ 0 نظر / 7 بازدید