مجنون لیلی

بـازایـن دلـم گرفته برای شماحسین

یک گوشه چشمی کن به من بینوا حسین

ازغربت تواین دل مـن خون شده ولی

با یک نفس تمامی غـم رفت بـا حسین

ای زینت خـدا وسـر دوش مصطـفی

لطفـی کن وبه ای سگ پیرت نگاحسین

مـاراغـلام حـلقه به گوشت نموده ای

ازآن دمی که مادرمـان گفت یاحسین

رزق تمام هـستی مـن بـاشـما بـود

مجنون لیلـی ام شـده ام سرتاپاحسین

دست گیری میکنی تو به هرجا که برزمین

خوردم به یاد توزدم ازجـان صداحسین

بردخـترت قسم بـه سرکـوی مـهرتـو

من تاابـد نـشستم وکـن یک دعاحسین

قبل ازولادتـم بـه لـبم بـود ذکـرتـو

چون هسـتی پـور اصـغرخیبرگشاحسین

برروی قلب خود به خـط زر حـک کنـم

نام تو درس ومشق والفبـای مـا حسـین

از آن دمی که عاشـق توگشتـه ام ببیـن

از غیر تـو شـده همیشـه من جداحسین

شوری به جـان مـن زده یـادتو ای عزیز

بال وپـری بـده به سـوی کربـلاحسیـن

برسنـگ قـبرمـن بـنویس ای(مـشتعل)

جان دادبرای حضرت خون خـدا حسـین

/ 0 نظر / 12 بازدید