دچارت شد

زمین دچارت شد، آسمان دچارت شد

گرفت دست تو را و جهان دچارت شد

گرفت دست تو را آفتاب و در چشمش -

گدازه های دو آتشفشان دچارت شد

کویر بود ولی عاشقانه از دل خاک

هزار چشمه ی جوی روان دچارت شد

زمینیان به تماشایت ایستادند و -

دل تمامی افلاکیان دچارت شد

چقدر اشهد انّ علی ولی الله

چقدر حنجره وقت اذان دچارت شد

فقط نه این که عزیز پیمبری مولا

فقط نه این که دل کاروان دچارت شد

فرشته های خدا هم تو را که می دیدند

یکی یکی دلشان بی گمان دچارت شد

خدای کعبه خودش اعتراف کرد علی!

که وقت خلقت تو ناگهان دچارت شد

تو عاشقانه ترین اتّفاق تاریخی

جنون مان، دل مان، دین مان دچارت شد

«ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد»

به چشم هم زدنی کهکشان دچارت شد

وَ فکر کن که چه تنهاست شاعری کوچک

که تازه آخر این داستان دچارت شد

چه روزها که از آن روز بی نظیر گذشت

نشد که «قدر» بدانم... نشد... «غدیر» گذشت...

رضا نیکوکار

/ 0 نظر / 5 بازدید