پرستو درآتش

امام صادق(ع)..شلمچه سرزمین عشق وایثار

پرستویی که نشسته به روی دیواری

نظاره گر شده باحالت غم وزاری

به آسمان نگهی کرد وقت مغرب بود

غروب شهر میدنه غروب غم باری

وناگهان به سوی خانه ای نگاهی کرد

امام غرق نمازو جماعت هاری

به پشت در که رسیدند به حالت آشوب

هجوم برده به خانه ورد پی کاری

رسید شعله آتش به درب آن خانه

امام عشق وشهامت میان آن ناری

که روزی شعله کشیده دراین محله وبعد

به سینه ای که نشسته چه سرخ مسماری

به لب نوای منم نسل آن خلیل دارد

نوای لاله ی گلگون در گرفتاری

دودست بسته او مثل حضرت حیدر

نشان بی کسی اوست بی کس ویاری

مدینه گرم سخن گفتن از دری سوخته

امام پای پیاده به سوی دلداری

که عمری منتظر او وچشم به راهش بود

به سوی مادری پهلو شکسته بیماری

پرستو گرم تماشا ولی چه قدر مبهوت

که رسم عاشقی این است چنین گرفتاری

پرستو ازغم مولای خود جگر سوخته

ومشتعل شده روی همان دیواری

محسن الله وردی زاده(مشتعل)

/ 1 نظر / 19 بازدید
مختار

سلام داداش خوبی؟ چه خبر؟بیش از این سخنی بر زبانم نمی اید.