دل کندن

از شب میلاد تو این گونه حاصل می شود

ماه روز اول ذی القعده کامل می شود

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل از خورشید غافل می شود

گوئیا شأن نزولش می شود ایران ما

هر چه بر "موسی بن جعفر" سوره نازل می شود

پای او "شاه چراغ"و دست ها "عبدالعظیم"

چشم ایران چون که مشهدگشت - قم- دل می شود

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می شود

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است

هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

هرکسی از خویش داخل گشت، خارج می شود

هرکسی از خویش خارج گشت، داخل می شود

هرکسی درشهر، عاقل گشت عاشق هم نشد

هرکسی درصحن عاشق گشت، عاقل می شود

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

شاه با ترفیع در صحن تو سائل می شود

در حریمت شعر گفتن کار خود را می کند

"شاطر عباس قمی" هم گاه "دعبل" می شود

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت

پس به جای مُهر پیشانیِ من گل می شود

هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد

صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود

گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست

گوشه ای از لطف معلوم تو "فاضل"می شود

تا چهل شهر مجاور وسعت اکرام توست

پس منِ همسایه ات را نیز شامل می شود

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن

دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود

مهدی رحیمی

/ 0 نظر / 5 بازدید