یارقیه(س)

شعری زیبا تقدیم به حضرت رقیه(س)/////////////رفقا باتشکر ازاشعاری که برای من میفرستیدولی خواهشانام شعروشاعریادتان نرود.

ممنون.

بیش از چهل منزل به دنبال سر ِ تو

از کربلا تا شام آمد خواهر ِتو

هم هِجر ِ تو هرگز نمیشد باور ِ من

هم هِجر ِ من هرگز نمیشد باور ِ تو

بی پاسبان ماندن به کوفه حق ِ من بود

وقتی نَه اکبر بود نَه آب آور ِ تو

گه از سر ِ دروازه ای، گه از درختی

از هرکجا میگشت آویزان سر ِ تو

در بَزمِشان خیلی غرورم را شکستند

خیلی جسارت شد به من در مَحضَر ِ تو

تو گریه میکردی برای معجر ِ من

من گریه میکردم برای حنجر ِ تو

حق ِ لب و دندانِ تو کِی خیزران بود؟!

بوسیده لبهای تورا پیغمبر ِ تو

دیدم به چشم خود که وقتی چوب میزد

در دستِ آن ملعون بود انگشتر ِ تو

گودال و دیر ِ راهب و کُنج ِ تنور و...

با تو کجاها که نیامد مادر ِ تو

/ 0 نظر / 7 بازدید