شاه کلید

ای یاس من خسته به دنبال امیدت

باید چه کند آنکه نه دید ونه شنیدت؟

رویای من آویخت ز هرباغ وبهاری

اما گل نرگس توکجایی که ندیدت؟

ابرآمدوپیچید وگره خورد وفروماند

کی میرسد این تشنه به یاران شدیدت؟

تاکی بنشینم به امیدت که بیایی؟

تاکی بنشینم که بیایی به امیدت؟

شب درشده وماه درآن روزنه ی قفل

پیداست فقط تکه ای ازصبح سپیدت

پیداست که می رقصد ونزدیک می آید

ازروزن در،روشنی شاه کلیدت

سیدمحمدحسین ابوترابی

/ 0 نظر / 5 بازدید